شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد ، خشت خشت و آجر
شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد ، خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد / آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام ، لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد / من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند ، نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد / از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا، بیت های روشن و شعله ورم را باد برد / با همین نیمه همین معمولی ساده بساز ، دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد / بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت ، وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
- ۳.۱k
- ۲۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط