{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-

-
یه‌شبایی تو زندگی آدمیزاد هست که بعد از ساعت‌ها فکر و خیال، به خودش می‌اد و می‌بینه روحش، از اعماق وجود داره گریه می‌کنه، ولی از چشماش هیچ اشکی نمی‌آد.
-
دیدگاه ها (۰)

عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم شاید این بوسه به نفرت برسد،شا...

شده باران بزند بر بدن پنجره اتناگهان بغض بیفتد به تن حنجره ا...

شب همه‌ی ما یکی بود، اما‌ تاریکی‌هایمان فرق داشت.(:

± یه جایی شاملو میگه :من در بی‌حوصلگی‌هایم ، با تو زندگی ها ...

دیدی آدم بعضی وقتا حتی خودش هم نمی دونه چشه این یعنی که تو آ...

#خدا #زندگی#آدما #روابط #نقشها#توسعه_فردی #موفقيت_فردی#رشد #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط