{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمین شناسِ حقیری تو را رصد می کرد

زمین شناسِ حقیری تو را رصد می کرد
به تو، ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد

کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم
کسی که محو تو می شد، مرا لگد می کرد

تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی
چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد

بگو به ساحل چشم ات که من نرفته، چطور؟
به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد

چه دیده ها که دلت را به وعده خوش کردند
چه وعده ها که دل من ندیده رد می کرد

کنون کشیده کنار و نشسته در حجله
کسی که راه شما را همیشه سد می کرد
دیدگاه ها (۱)

فکرِ عکس تو پُر از صحنه ی رؤیایی بوددمِ چشمان تو در عکس مسیح...

ﺗﺎ ﺁﺧﺮِ ﻋﻤﺮ ﺩﺭﮔﻴﺮِ ﻣﻦ ﺧﻮﺍهی ﺑﻮﺩ ﻭَ ﺗﻈﺎﻫﺮ میکنی ﮐﻪ نیستی... ....

ثانیه ثانیه صدات حس آروم نفساتمثل اولین باره نمیذاره که دیوو...

هر جور راحتی...

گُزیدِه‌ائ‌ اَز "قَلَمِ‌ _مِهرگآن_ "گآه اشک بر گونه ام جاری ...

آیدل من ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط