{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم

تر دستی لب های تو را دیدم و باید
از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم

در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم

من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم

عمری است که در پیچ و خم زندگی ام کاش
یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم
دیدگاه ها (۱)

چند روزی می شود مثل خزر توفانی اممن فدای چشمهاتم دلبر گیلانی...

یک مرد عاشق، گریه هایش، درد داردبغضش، نفسهایش، صدایش، درد دا...

ازمهربان بودن دلم  دیگر پشیمان استزخمی شدم دور و برم صدها نم...

هَوَس یا عشق ؟ یا عادت ؟ کدامَش ؟هرآنچه دوست داری تو بنامَشو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۲

نام=)سایه مافیا### پارت سیزدهم: بازیِ بی‌رحمانه‌ی فاصله‌هاسک...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

بگذار که چشمان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیای تو آرام بگیرمتر ...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط