{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو هفته قبل

(دو هفته قبل)
پارمیدا و برادرش و مادرش رفته بودند شمال ویلای مامان ارشیا و مامان پارمیدا از موقع به دنیا اومدن


پارمیدا تا 12 سالگی پارمیدا با هم صمیمی بودند و برای همین پارمیدا رفت ویلاشون اون موقع پارمیدا با ارشیا تو ویلا تنها بود

و با هم بازی می‌کردند و با هم انیمیشن دیدند و بعد یه 5 دقیقه خوابشون برد پارمیدا بیدار شد دید پاش روی ارشیا بلند شد و تا بلند شد

رفت جلوی در اتاق برگشت دید ارشیا با چهره خجالت زده از کنارش رد شد صورتش گرفته بود و پارمیدا یه نگاه بهش انداخت خودشم خجالت کشید و اون موقع بود که پارمیدا بهش علاقه پیدا کرد

برمیگردیم دو هفته بعد
چون پارمیدا عاشق ارشیا بود و برای همین خیلی دوست داشت از نزدیک ببینتش
دیدگاه ها (۰)

پارمیدا خیلی ارشیا رو دوست داشت به انتظارش شب و روز میشست و ...

رمان عشق بچگی پارت ۳که فقط پارمیدا و ارشیا و اراد خونه بودند...

این اتفاقات در 12 سالگی پارمیدا یه روز صبح بلند شدم رفتم صور...

یه آرمی تعریف کرد که یهو مامان جونگکوکو دید. با خجالت پرسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط