رمان عشق بچگی پارت
رمان عشق بچگی پارت ۳
که فقط پارمیدا و ارشیا و اراد خونه بودند و کسی نبود بعد ارشیا وسط دراز کشید پارمیدا سمت راست ارشیا دراز کشید و افراد هم سمت چپش
بعد فیلم شروع شد فیلم سه ساعت بود و ما همینجور به تلویزیون نگاه کردیم که متوجه شدیم اراد خوابیده پارمیدا و ارشیابیدار بودند و فیلم میدیدند
که پارمیدا به لحظه چشماش رو هم رفت و دوباره پاش رفته بود رو پاش ارشیا بعد که پارمیدا چشمش رو باز کرد دید بیش از حد به ارشیا نزدیک شده و بهش چسبیده و ارشیا هم دست پارمیدا رو گرفته بود.
بعد که پارمیدا از استرس خشکش زده بود ارشیا دست پارمیدا رو گرفت گذاشت زیر خود ارشیا بعد ارشیا به پارمیدا نگاه کرد و پارمیدا هیچ تکونی نخورد و واکنشی نداد و بعد پنج دقیقن پرید رفت دستشویی
و بعد فیلم تموم شد و پارمیدا و ارشیا تا صبح نخابیدند
که فقط پارمیدا و ارشیا و اراد خونه بودند و کسی نبود بعد ارشیا وسط دراز کشید پارمیدا سمت راست ارشیا دراز کشید و افراد هم سمت چپش
بعد فیلم شروع شد فیلم سه ساعت بود و ما همینجور به تلویزیون نگاه کردیم که متوجه شدیم اراد خوابیده پارمیدا و ارشیابیدار بودند و فیلم میدیدند
که پارمیدا به لحظه چشماش رو هم رفت و دوباره پاش رفته بود رو پاش ارشیا بعد که پارمیدا چشمش رو باز کرد دید بیش از حد به ارشیا نزدیک شده و بهش چسبیده و ارشیا هم دست پارمیدا رو گرفته بود.
بعد که پارمیدا از استرس خشکش زده بود ارشیا دست پارمیدا رو گرفت گذاشت زیر خود ارشیا بعد ارشیا به پارمیدا نگاه کرد و پارمیدا هیچ تکونی نخورد و واکنشی نداد و بعد پنج دقیقن پرید رفت دستشویی
و بعد فیلم تموم شد و پارمیدا و ارشیا تا صبح نخابیدند
- ۱.۱k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط