{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه چیز

همه چیز
از نبودن تو حکایت می‌کند
به جز دلم
که همچون دانه‌ای در تاریکی خاک
در انتظار بهار می‌تپید؛
تو بر می‌گردی
می‌دانم...
---
«آنتوان دوسنت اگزو پری»
دیدگاه ها (۲)

وقتی چهل زمستان پیشانی تو را از همه طرف احاطه و محاصره کردو ...

ناگهان دلت می‌گیرداز فاصلهبین آنچه می خواستیو آنچه هستی...--...

خدای مهربونم…با قلبی لبریز عشق و امید دستهای ناتوانم رو به س...

یادمون باشهتصویر زندگیمون، همون چیزیه که با قلم افکارمون ترس...

ای نازنین به شیشه ما تو سنگ می زنیخوب می دانم در آخرش تو نی‌...

خلاصه داستان : سرنای من، کیرون من. آرشیدوک کیرون در یکی از ف...

راز نهفته ای. مثل گلبرگ های رز آبی نایابی، در اعماق قلبم چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط