گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق

گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق
در هر وجبش نیست دلی درگذر از عشق"*
هرگوشه ی این شهر فتاده ست جوانی
با دیده ی پر اشک شده خون جگر از عشق
هشدار! که در جنگ میان تو و دنیا
هرگز نروی معرکه، بی یک سپر از عشق
گر عقل شده سروی در سایه ی عقلی
باید که بیفتد شجرت با تبر از عشق
در فصل بهاران اگر از جنس بهاری
سر سبز شو و کن به تنت برگ و بر از عشق
پر کن همه ی باغ دلت را ز محبت
بگذار به روی سر دل، تاج سر از عشق
افسوس که در عالم ما، عشق حرام است
گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبرمن که تی پا خورده ی عشقم...

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبرمن که تی پا خورده ی عشقم...

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبرمن که تی پا خورده ی عشقم...

سکوتت را بغل کن ، بغض و گریه دردسر داردکجا فریاد کردن در دل ...

یا کریم همدم یار شدن دیده ی تر می خواهدپیر میخانه شدن اشک سح...

#شب_تاسوعا #شب_نهم_محرم____#حضرت_عباس دستی افتاد ز تن، دست ...

‌ امشب از بخت خوشم شانه ز سر می افتدچون که در آینه ام عکس قم...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

سکوتت را بغل کن بغض و گریه دردسر دارد،کجا فریاد کردن در دل ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط