گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق
گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق
در هر وجبش نیست دلی درگذر از عشق"*
هرگوشه ی این شهر فتاده ست جوانی
با دیده ی پر اشک شده خون جگر از عشق
هشدار! که در جنگ میان تو و دنیا
هرگز نروی معرکه، بی یک سپر از عشق
گر عقل شده سروی در سایه ی عقلی
باید که بیفتد شجرت با تبر از عشق
در فصل بهاران اگر از جنس بهاری
سر سبز شو و کن به تنت برگ و بر از عشق
پر کن همه ی باغ دلت را ز محبت
بگذار به روی سر دل، تاج سر از عشق
افسوس که در عالم ما، عشق حرام است
گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق
در هر وجبش نیست دلی درگذر از عشق"*
هرگوشه ی این شهر فتاده ست جوانی
با دیده ی پر اشک شده خون جگر از عشق
هشدار! که در جنگ میان تو و دنیا
هرگز نروی معرکه، بی یک سپر از عشق
گر عقل شده سروی در سایه ی عقلی
باید که بیفتد شجرت با تبر از عشق
در فصل بهاران اگر از جنس بهاری
سر سبز شو و کن به تنت برگ و بر از عشق
پر کن همه ی باغ دلت را ز محبت
بگذار به روی سر دل، تاج سر از عشق
افسوس که در عالم ما، عشق حرام است
گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشق
- ۱.۹k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط