{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"افسانه ها هر چند با ذهن تو درگیرند

"افسانه ها هر چند با ذهن تو درگیرند
اسطوره باش، اسطوره ها هرگز نمی میرند"*
اینجا پر است از زال و از سیمرغ و از ققنوس
اسطوره هایی که ز چشمت وام می گیرند
یوسف شو و برگرد از مصر و زلیخایش
کنعانیان از گریه ی یعقوب دلگیرند
همچون زلیخا دستشان را می بُرند، آری
یعقوبهای عاشق چشم تو که پیرند
بردار از زلف سیاهت چادر شب را
اشعارم از باران ابر چشم من سیرند
انگار که با آرزوی دانه ی خالت
افتاده در دام دو گیسوی چو زنجیرند
افسانه ی این شهر گشتی، با دو چشم خود
افسانه ها هر چند با ذهن تو درگیرند
دیدگاه ها (۱)

مهربانی خواندم از طرز نگاهت بارهادوستت دارم عزیزم با همین مع...

گشتیم نگرد نیست به عالم اثر از عشقدر هر وجبش نیست دلی درگذر ...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن، سالهاست، هیچ نمی‌آورم به یاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط