{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part19

$تالیا میدونم سوشی نمیخوری ولی نودل که میخوری نه؟ بیا اون موضوع رو بزاریم واسه بعد و بیا پیش خواهرت بشین

-جایی که تو باشی من کوفتم نمی‌خورم چه برسه که بخوام بیام بشینم کنارت

$اگه کسی قرار باشه از اینجا بره منم نه تو

-به سلامت

(جونگکوک بلند میشه که بره)

+تالیا(با داد)

+شما دوتا چتون شده حواستون هست من تو چه وضعیتیم؟حتی نمیزارین بعد از یه ماه یه چیزی بخورم و تو جونگکوک اگه یه قدم دیگه برداری من میدونم و تو

-خودتو اذیت نکن آبجی بعد از اینکه کارای ترخیصت رو انجام دادم میام پیشت

ویو راوی

‌الیا با اخم به تالیا که داره از اتاق خارج میشه چشم میدوزه و بلا فاصله بعد از تالیا جونگکوک از اتاق خارج میشه

ویو الیا

اصلا نمیدونم داستان چیه نه به اینکه یکماه داخل کما بودم نه به اینکه از وقتی به هوش اومدم تهیونگ چشم از روم بر نمیداره و بهم نزدیک شده و نه به اینکه رفتار تالیا با جونگکوک اینقدر بده ولی من قطعا باید بفهمم داستان چیه

+داستان چیه تهیونگ چیو دارین قایم میکنین؟؟؟مو به موش رو برام تعریف کن بعد تیر خوردنم چه اتفاقی افتاد؟؟؟؟

¥ هنوز با جونگکوک حرف نزدم نمیدونم چه خبره واقعا اصلا نمیدونم این دونفر چشونه تازه داشت رابطه‌شون بهتر میشد دروغ چرا داشتن باهم اوکی میشدن

+بهتر؟میتونم منظورت رو از بهتر و اوکی شدن بفهمم هههههه خدای من هرچی توی ذهن تو و اون دوستته بهتره فراموش کنید

+ولی اگه جونگکوک تونست باعث بشه تالیا اون لعنتی رو فراموش کنه من شخصا بهش جایزه میدم

¥اون لعنتی؟منظورت با کیه؟

+اینو بیخیال این بچه،مال کیه؟؟

¥بچه ی جکسه

+چییییی؟(با تعجب)

¥چرا تعجب کردی؟؟

+باورم نمیشه تالیا بچه ی جکس رو آورده پیش خودش؟

تالیا وارد اتاق میشه و با قیافه ی توهم رفته ی الیا مواجه میشه

-آبجی کارای ترخيصت رو انجام دادم سریع باید بریم خونه تا برای رفتن به روسیه آماده بشیم

¥روسیه؟اونم توی این وضعیت الیا؟برای چی باید برین اونجا؟؟

-الکساندر یه مهمونی به مناسبت سلامت بودن الیا ترتیب داده

+الکساندر یا موژینا متیو؟

-بنظرت کی میتونه انقدر جنتلمن باشه؟هان؟

+ موژینا متیو

(زمانی که صحبت از متیو میشه اخم الیا جاشو به یه حس خجالت میده)

¥شما پسر الکساندر رو از کجا میشناسین؟

- وای خدا بنظرت باید از کجا بپرسیم تهیونگ؟بجای اینهمه سوال بیا کمک کن الیا رو بزاریم تو ماشین

+مگه عروسکم؟؟خودم میتونم راه برم

¥بله شما عروسکی

+وای بزار حالم یکم بهتر بشه عروسک رو نشونت میدم

¥او‌کی اوکی آروم باش حرفی نزدم که(میخنده)

-وای بچها چقدر طولش میدید بیان بریم دیگه

+(داخل راه)تالیا خانم من با شما حرفای زیادی دارم ولی اول بگو چیشد فهمیدی دارن مهمونی میگیرن؟؟

-(شروع میکنه به حرف زدن)

-----فلش بک به ۴۰ دقیقه پیش-----

ویو روبه‌روی حساب داری بیمارستان

!تالیا مگه بهت نگفتم از خونه نیا بیرون

-بعد از اون اتفاقی که افتاد عمو بنظرت می‌تونستم بمونم خونه

!تو خیلی بی فکری......(حرفش با زنگ خوردن تلفنش قطع میشه)

بعد از مکالمه ی مکس

!تالیا خیلی سریع باید بریم به مسکو

-برای چی عمو چی شده؟؟

!الکساندر یه مهمونی به مناسبت سلامت بودن الیا ترتیب داده البته که از من نشنیده بگیر ولی متیو داره تدارکاتش رو میبینه

-اوه جدی؟باشه من برم الیا رو ببرم سمت ماشین

-----پایان فلش بک-----

ویو توی ماشین

-الیا میدونم الان عصبانی ولی یه سوپرایز توی خونه منتظرته عصبانیتت رو نگه دار

+جدیی؟

-آره حالا بیخیال راستی موقعی که توی کما بودی یه اتفاقی افتاد...

+چی؟چیشده؟(با نگرانی)

-اخیی با اینکه از دستم عصباني بازم نگرانم میشی(با حالت لوس)

(الیا میزنه توی سرش)

+پروی لوس

-+(باهم می‌خندن)

-یاااا آدم خواهر بزرگترش رو میزنه

+پررو نشو فقط دو دیقه ازم بزرگتری

(وقتی میرسن عمارت ماشین جونگکوک و تهیونگ رو دم در عمارت میبینن)

+وای خدای من اینا اینجا چیکار میکنن؟

$تالیا

-چی میخواین اینجا

$هیچی اومدیم کیت رو تحویل بدیم و بریم

-خب کجاست؟

$پیش تهیونگه

(تهیونگ کیت رو میده به الیا)

ویو راوی

دخترا با عصبانیت و بدون گفتن هیچ کلمه ای به سمت در عمارت رفتن وقتی الیا در رو باز کرد با قیافه‌ی شکسته‌ی گریسون و جیمسون مواجه شدن و به سرعت.....
دیدگاه ها (۹)

Part20ویو راوی دخترا با عصبانیت و بدون گفتن هیچ کلمه ای به س...

Part18تا رسیدم به شیشه ی روبه روی اتاق الیا نفس راحت کشیدم و...

Part15 تالیا میاد به سمت اتاق خواهرش که با یه صحنه ای روبه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط