{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدای من

خدای من
کمی پائین بیا و روی این نیمکت کنارم بنشین
کمی دستم را بگیر
کمی شانه هایم رابفشار
کمی از گریه هایم را تماشاکن
میدانی
عجیب گرفته ام
رهایم کن
دیدگاه ها (۱)

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من ...

کاش من هم کسی را داشتم . . . که با بستن چشمانم . . . حس قشنگ...

تنها یک حرف مرا آزار میدهد ، حتی یک کلمه هم نمیشود تنها یک ح...

دریا چه دل پاک و نجیبی دارد چندیست که حالات عجیبی دارد این م...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

وقتی یوکی بالاخره از دنیای شیاطین بیرون آمد، هنوز گوش‌های گر...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط