{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شاعر ته مانده های تلخ دردم...!!

من شاعر ته مانده های تلخ دردم...!!

تو!! قهوه ات را نوش کن بانوی سردم...!

حس رقیق عاشقی هم در سرت نیست...!!

بانو! بگو باید چه میکردم، نکردم...؟!
دیدگاه ها (۱)

دور تا دورم ابرِ مشکوکی ستجبهه های هوایِ تنهاییفصل فصلم هجوم...

با همین نیمه، همین معمولی ساده بسازدیر کردی نیمه ی عاشق ترم ...

شبیه مردی با چارچرخه ای بیکارپر از کلافگی چهار راه مولوی امد...

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشتانکه در خواب نرفت چشم من و ...

بفرست براششانه‌های توبوی مزرعه‌ی قهوه می‌دهد؛تمام بی‌خوابی‌ه...

#چرا -منPart17کوک چی من جیمن آره تو حالا هر کاری میتونی بکن ...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۸: ساعت ۴، کتابخونهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط