{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند حق لبهای توست

لبخند حق لبهای توست
و خوشی باید سهم قلبت باشد،
اقیانوس دلت آرامش می خواهد
و آغوشت یک بغل مهربانی..
نگذار پاییِز حوادث
بهار دلت را احاطه کند،
مقابل سیل ها و طوفان های زندگی
چون کوه محکم بایست
و از کنار غم ها و غصه ها
مثل باد عبور کن...
نه سوز زمستان می ماند
و نه گرمای تابستان،
همه چیز و همه کس
به چشم بر هم زدنی می روند
و تمام می شوند
آنچه می ماند انتهای مسیریست
که باید پیاده شوی..
با چمدانی پر از دقایقی که
زندگی شان کرده ای
و یا دستانی خالی
و دلی لبریز از حسرت و غم..
.
انتخاب با توست که کدام مسافرِ
پیاده شده از قطار دنیا باشی...
دیدگاه ها (۱)

⚜کاش همه ی آدم ها عاشق بودند ...آدمِ عاشق ، دلش به قدری از م...

تاریخ آنجایش زیباست،که چند خط هم از من و تو بگوید!مثلا تو شا...

ای معبود من! هر جا روی، از پی ات خواهم آمد.هر کجا توقف نمایی...

عشق نوعی میلاد است. اگر «پس از عشق» همان انسانی باشیم که «پی...

***## ادامه داستانمیتسوری، در حالی که هنوز گرمای آغوش اوبانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط