لبخند حق لبهای توست
لبخند حق لبهای توست
و خوشی باید سهم قلبت باشد،
اقیانوس دلت آرامش می خواهد
و آغوشت یک بغل مهربانی..
نگذار پاییِز حوادث
بهار دلت را احاطه کند،
مقابل سیل ها و طوفان های زندگی
چون کوه محکم بایست
و از کنار غم ها و غصه ها
مثل باد عبور کن...
نه سوز زمستان می ماند
و نه گرمای تابستان،
همه چیز و همه کس
به چشم بر هم زدنی می روند
و تمام می شوند
آنچه می ماند انتهای مسیریست
که باید پیاده شوی..
با چمدانی پر از دقایقی که
زندگی شان کرده ای
و یا دستانی خالی
و دلی لبریز از حسرت و غم..
.
انتخاب با توست که کدام مسافرِ
پیاده شده از قطار دنیا باشی...
و خوشی باید سهم قلبت باشد،
اقیانوس دلت آرامش می خواهد
و آغوشت یک بغل مهربانی..
نگذار پاییِز حوادث
بهار دلت را احاطه کند،
مقابل سیل ها و طوفان های زندگی
چون کوه محکم بایست
و از کنار غم ها و غصه ها
مثل باد عبور کن...
نه سوز زمستان می ماند
و نه گرمای تابستان،
همه چیز و همه کس
به چشم بر هم زدنی می روند
و تمام می شوند
آنچه می ماند انتهای مسیریست
که باید پیاده شوی..
با چمدانی پر از دقایقی که
زندگی شان کرده ای
و یا دستانی خالی
و دلی لبریز از حسرت و غم..
.
انتخاب با توست که کدام مسافرِ
پیاده شده از قطار دنیا باشی...
- ۶۱۱
- ۲۴ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط