{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاریخ آنجایش زیباست،

تاریخ آنجایش زیباست،
که چند خط هم از من و تو بگوید!
مثلا تو شاهدخت این مُلک باشی،
من هم آهنگری ساده!
که جنگیدن نمی‌داند و فردا قرار است با بهترین‌ها،
سَر تو جنگ کند و برنده باشد!

خوب می‌دانم،
تاریخ را سلیقه‌ای می‌نویسند.
خوب می‌دانم،
نمی‌خواهند باور کنند آهنگری ساده بود!

اما مهم نیست.
بگذار بگویند فلانی بهترین جنگجوی این خاک بود.
بگذار بگویند پسر بزرگ‌ترین تاجر این دیار است.
چه اهمیتی دارد وقتی
آنها چشم‌های تو را ندیده‌اند!؟
مگر می‌دانند
برق چشم‌هایت چه بر سَر آدم می‌آورد؟
شاید هم دیده‌اند،
که تاریخ را اینگونه می‌نویسند...

اما می‌خواهم بگویم،
وقتی نگاهت روی من می‌رود.
وقتی مخفیانه مرا نظاره می‌کنی.
وقتی سرم برمی‌گردد سمتت
و حواست را به زمین می‌دوزی،
مرا حس بهترین بودن می‌گیرد!
و این برای یک تاریخ‌سازی کافی‌ست...
می‌دانستی...!؟

#مهران_رمضانیان
دیدگاه ها (۳)

میان صبحهایم بنشین...آفتاب شو توىِ چشمهایم...برقص...تو همان ...

اسفند،اردیبهشتی ترین حالتِ زمستان است.از همان ماه هایِ خوبِ ...

⚜کاش همه ی آدم ها عاشق بودند ...آدمِ عاشق ، دلش به قدری از م...

لبخند حق لبهای توستو خوشی باید سهم قلبت باشد،اقیانوس دلت آرا...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط