شب رویایی
شب رویایی
پارت ۴۲
جیهو : با خواهرم درست صحبت کن
تهیونگ : خواهرت که هر شب با یکی تو تخته روش غیرتی نمیشی الان اینجا میشی
جیهو : خوب اونم خواهره منه
در بین بحث کردن اینا کیونگ می بی سرو صدا کت تهیونگ رو رویه مبل تک نفری که نشسته بود گذاشت و از اونجا رفت به حیاط اون عمارت رفت هوای اونجا براش خفه کننده بود
گیونگ می : لعنت به همه تون
سمته استخر رفت و کناره استخر ایستاد چشم هایش را بست لحظه ای در فکر فروع رفت چرا آنقدر از حرف های اون دختر هرزه اذیت شد چرا وقتی گفت با تهیونگ در رابطه بود ناراحت شد چرا براش مهم بود
( چرا برام مهمه چرا اذیت شدم چرا دام گرفت چرا ... چرا ) هزاران چرا تویه ذهنش میگذشتن با صدای آیرا چشم هایش را باز کرد صورت اش رو طرف اش برگردوند آیرا با همان نیشخند چندش آوری که رویه لب هایش بود سمته کیونگ می آمد روبه رو اش ایستاد
کیونگ می : اشتباهی اومدی پسرای که دنبالشی تا باهاشون خوش بگذرونی و هوسشون بشی اینجا نیستن
آیرا خنده ای سر داد و گفت
آیرا : خیلی اذیت شدی وقتی گفتم من با تهیونگ بودم
کیونگ می : خیلی احمقی تو دنبالشی اما اون تو رو نمیخواد اما ببین چه سرنوشتی اون دنباله منه اما من نمیخوامش .....
وقتی دید تونست آیرا رو عصبانی کنه به حرف هایش با نیشخند زدن ادامه داد کیونگ می : همین الان فقط اگه سمتش برم اون ماله من میشه و دیگه هیچ وقت حتا تو تو توف هم نمیندازه اون دختری که هر شب یکی طعمش رو میچشه میخواد چیکار
آیرا که مثله شعله های آتیش می سوخت با خنده بلندی که کیونگ می کرد بیشتر عصبی شد با عصبانیت دست رو برد سمته گوشواره بلندی که تویه گوشه کیونگ می بود با تمام زورش به طرفه پایین کشید اش کیونگ می که از درد گوش اش اخی کشید دستشو گذاشت رویه دست آیرا
کیونگ می: ولم کن روانی
آیرا : تهیونگ ماله منه فهمیدی
کیونگ می که فکر میکرد الان که گوشش کنده بشه با خونی که از گوشش رویه گردن اش جاری شدن با عصبانیت پاشنه کفش اش رو رویه پای آیرا کوبید باعث شد آیرا گوش اش رو ول کنه به عقب رفت کم مونده بود بیافته اما کیونگ می سریع دستش رو گرفت
کیونگ می : نمیزارم خودتو بندازی که بعدن باز بیافته گردنه من
آیرا : نمیزارم با تهیونگ باشی
قبل از اینکه دسته کیونگ می رو پس بزنه یا صدای بلند داد زد( کمک یکی کمکم کنه) خودش رو پرت کرد تو آب
کیونگ می با پوزخند بهش خیره شد اون وو که شاهد این صحنه بود با عجله آمد سمتشون...
پارت ۴۲
جیهو : با خواهرم درست صحبت کن
تهیونگ : خواهرت که هر شب با یکی تو تخته روش غیرتی نمیشی الان اینجا میشی
جیهو : خوب اونم خواهره منه
در بین بحث کردن اینا کیونگ می بی سرو صدا کت تهیونگ رو رویه مبل تک نفری که نشسته بود گذاشت و از اونجا رفت به حیاط اون عمارت رفت هوای اونجا براش خفه کننده بود
گیونگ می : لعنت به همه تون
سمته استخر رفت و کناره استخر ایستاد چشم هایش را بست لحظه ای در فکر فروع رفت چرا آنقدر از حرف های اون دختر هرزه اذیت شد چرا وقتی گفت با تهیونگ در رابطه بود ناراحت شد چرا براش مهم بود
( چرا برام مهمه چرا اذیت شدم چرا دام گرفت چرا ... چرا ) هزاران چرا تویه ذهنش میگذشتن با صدای آیرا چشم هایش را باز کرد صورت اش رو طرف اش برگردوند آیرا با همان نیشخند چندش آوری که رویه لب هایش بود سمته کیونگ می آمد روبه رو اش ایستاد
کیونگ می : اشتباهی اومدی پسرای که دنبالشی تا باهاشون خوش بگذرونی و هوسشون بشی اینجا نیستن
آیرا خنده ای سر داد و گفت
آیرا : خیلی اذیت شدی وقتی گفتم من با تهیونگ بودم
کیونگ می : خیلی احمقی تو دنبالشی اما اون تو رو نمیخواد اما ببین چه سرنوشتی اون دنباله منه اما من نمیخوامش .....
وقتی دید تونست آیرا رو عصبانی کنه به حرف هایش با نیشخند زدن ادامه داد کیونگ می : همین الان فقط اگه سمتش برم اون ماله من میشه و دیگه هیچ وقت حتا تو تو توف هم نمیندازه اون دختری که هر شب یکی طعمش رو میچشه میخواد چیکار
آیرا که مثله شعله های آتیش می سوخت با خنده بلندی که کیونگ می کرد بیشتر عصبی شد با عصبانیت دست رو برد سمته گوشواره بلندی که تویه گوشه کیونگ می بود با تمام زورش به طرفه پایین کشید اش کیونگ می که از درد گوش اش اخی کشید دستشو گذاشت رویه دست آیرا
کیونگ می: ولم کن روانی
آیرا : تهیونگ ماله منه فهمیدی
کیونگ می که فکر میکرد الان که گوشش کنده بشه با خونی که از گوشش رویه گردن اش جاری شدن با عصبانیت پاشنه کفش اش رو رویه پای آیرا کوبید باعث شد آیرا گوش اش رو ول کنه به عقب رفت کم مونده بود بیافته اما کیونگ می سریع دستش رو گرفت
کیونگ می : نمیزارم خودتو بندازی که بعدن باز بیافته گردنه من
آیرا : نمیزارم با تهیونگ باشی
قبل از اینکه دسته کیونگ می رو پس بزنه یا صدای بلند داد زد( کمک یکی کمکم کنه) خودش رو پرت کرد تو آب
کیونگ می با پوزخند بهش خیره شد اون وو که شاهد این صحنه بود با عجله آمد سمتشون...
- ۲۳.۶k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط