کشت و کشتار میانِ دل و عقلم بر پاست
کشت و کشتار میانِ دل و عقلم بر پاست
سر تصمیم غلط حرف دلم پا بر جاست
شده عقلت بکشد سوت از این کار دلت؟
اشتباهی شده از عشق که شب ها هیهاست
زندگی را دل آدم به فنا می بندد
هر کسی پای دلش رفته خدایا رسواست
چقدر طعنه زدم تا که به هوش آید دل
سال ها هست که سرگشته هنوزم شیداست
رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون
رنگ و رخسار من از زردی عشقم پیداست
سرگشته
سر تصمیم غلط حرف دلم پا بر جاست
شده عقلت بکشد سوت از این کار دلت؟
اشتباهی شده از عشق که شب ها هیهاست
زندگی را دل آدم به فنا می بندد
هر کسی پای دلش رفته خدایا رسواست
چقدر طعنه زدم تا که به هوش آید دل
سال ها هست که سرگشته هنوزم شیداست
رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون
رنگ و رخسار من از زردی عشقم پیداست
سرگشته
- ۸۰۰
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط