‌

آنجا که سحر، گونه‌ی گلگون تو در خواب
از بوسه‌ی خورشید چو برگ گل ناز است

آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد،
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است!

من نیز چو خورشید،
دلم زنده به عشق است.
راه ِ دل ِ خود را نتوانم که نپویم

هر صبح در آیینه‌ی جادویی خورشید
چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!

- #فریدون_مشیری
از دفتر: " #ابر_و_کوچه "
دیدگاه ها (۱)

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق استراه دل خود را نتوانم که ...

من نیز چو خورشیددلم زنده به عشق استراه دل خود را نتوانمکه نپ...

من نیز چو خورشید دلم زنده ب عشق استراه دل خودرا نتوانم ک نپو...

677من نیز چو خورشید دلم زنده به #عشق استراه دل خود را نتوانم...

من نیز چو‌خورشید دلمزنده به عشق استراه دل خود را نتوانم،که ن...

من نیز چو خورشیددلم زنده به #عشق استراه دل خود را نتوانمکه ن...

🦋🍃 من نیز چو‌ خورشید،دلم زنده به عشق استراه دل خود را نتوانم...

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق استراه دل خود را نتوانم که ...

من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است.راه دل خود را نتوانم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط