هر سالی که میگذرد

💙🍃هر سالی که می‌گذرد
تکه ای از ما در آن سال جا می‌ماند
تو را نمی‌دانم
اما من در سالی که گذشت
مثل تکه های یک پازل به هم ریختم
و در این واپسین لحظات :)
هر چه جستجو می‌کنم
نمی‌دانم کدام تکه ام در کدام لحظه جا مانده!
که اینگونه سردرگم و دلتنگ به سر می‌برم
#علی_سلطانی
دیدگاه ها (۱۲)

توبیداری شاید ک بی خواب میشمتو فکر منی تو ک بی تاب میشمولی ا...

بالاخره اتفاق میوفته شایدم افتاده بالاخره ی روزی ی دختر از م...

مثل همیشه رو ب روم بود درست همون صندلی همون کافه همون ساعت م...

مثل همیشه رو ب روم بود درست همون صندلی همون کافه همون ساعت م...

من تکه ای از پازل خداوندمبی هدف آفریده نشده ام کهبی هدف زندگ...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

چپتر ۴ _ شعله ای در دلروزها برای لیندا مثل قفسی بسته بود.زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط