"پرواز قوها "
"پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۱۴
ویو راوی
نورا و مینار و لارا روی زمین نشسته بودن به آسمون نگاه میکردن و بی دلیل میخندیدن آرتور که چشماش از تعجب گشاد چشده بود گفت
! فکر کنم نباید تنهاشون میذاشتیم
& فکر ؟ اصلا نباید تنهاشون میذاشتیم
_ به جای حرف زدن بیاین بریم پیششون
! اره بریم
هر سه با قدم های آروم به سمت نورا و لارا و مینار رفتن . لارا تا اونا رو دید گفت
×بچه ها ممهمون داریم ( مست )
تهیونگ و آرتور و دنیل روی زانو نشستن تا هم قدشون بشن که تهیونگ به نورا گفت
_ نورا ......قشنگم بریم خونه ؟
نورا با لپ های کاملا سرخ به تهیونگ نگاه کرد و با چشماش تک تک اجزای صورت تهیونگ رو بررسی کرد که یهو برگشت سمت مینار و گفت
+ مینار ........نگاه کن .....چه قدر جذابه ( مست )
÷ اهومم ( مست)
نورا دوباره به تهیونگ نگاه کرد و با انگشت اشاره اش به شکم تهیونگ دست زد و با صدای بلند گفت
+واییییییییییی سیکس پک هم دارههههه ( مست و بلند )
بعد انگشت اشاره اش رو اورد روی بازو های تهیونگ و اینبار بلند تر دفعه قبل گفت
+ عضله هاش رو نگاه کنننننن ( مست و بلند )
بعد با همون حالت به تهیونگ گفت
+میایی باهم ازدواج کنیممم ( مست و لوس)
لارا رو به نورا کرد و گفت
×فکر .....فکر ....کنم شوهرته(مست )
+ واقعاااااا .......تو شوهرمییی ؟(مست )
تهیونگ ریز خندید و سرش رو به نشانه تأیید تکون داد و گفت
_ اره قشنگم
÷ نورا .....عجب چیزه خفنی .....گیر آوردی.......کاش منم میتونستم گیر بیارم ( مست)
آرتور سرش رو بلند کرد
! میناررررر
÷ اعهههه تو اینجایی...........توام جذابی ........اون بهتره
انگشتشو رو به سمت تهیونگ گرفت که دنیل گفت
& هعیییی آرتور برات آرزوی موفقیت میکنم ( خنده)
لارا با چشمای بسته گفت
×هیشششش .....من یک نفر رو میشناسم خیلی جذابه
+و ÷ کیی؟
لارا با دو تا دستاش صورت دنیل رو قاب کرد و گفت
×این خوشگله
نورا عین بچه ها پاش رو زمین کوبید و گفت
+نهههههه شوهر من خوشگل ترهههه
تهیونگ اومد جلو تر تا نورا رو بلند کنه ولی نورا لجباز تر از این حرفا بود و نمیذاشت تهیونگ دست بزنه بهش که یهو تهیونگ از کمر نورا گرفت و عین گونی نورا رو انداخت رو دوشش و از اونجا رفت و نورا تا آخرین لحظه به مینار و لارا گفت
+کمکککککک ( مست) ...............
شرط
۵ کامنتتت
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۱۴
ویو راوی
نورا و مینار و لارا روی زمین نشسته بودن به آسمون نگاه میکردن و بی دلیل میخندیدن آرتور که چشماش از تعجب گشاد چشده بود گفت
! فکر کنم نباید تنهاشون میذاشتیم
& فکر ؟ اصلا نباید تنهاشون میذاشتیم
_ به جای حرف زدن بیاین بریم پیششون
! اره بریم
هر سه با قدم های آروم به سمت نورا و لارا و مینار رفتن . لارا تا اونا رو دید گفت
×بچه ها ممهمون داریم ( مست )
تهیونگ و آرتور و دنیل روی زانو نشستن تا هم قدشون بشن که تهیونگ به نورا گفت
_ نورا ......قشنگم بریم خونه ؟
نورا با لپ های کاملا سرخ به تهیونگ نگاه کرد و با چشماش تک تک اجزای صورت تهیونگ رو بررسی کرد که یهو برگشت سمت مینار و گفت
+ مینار ........نگاه کن .....چه قدر جذابه ( مست )
÷ اهومم ( مست)
نورا دوباره به تهیونگ نگاه کرد و با انگشت اشاره اش به شکم تهیونگ دست زد و با صدای بلند گفت
+واییییییییییی سیکس پک هم دارههههه ( مست و بلند )
بعد انگشت اشاره اش رو اورد روی بازو های تهیونگ و اینبار بلند تر دفعه قبل گفت
+ عضله هاش رو نگاه کنننننن ( مست و بلند )
بعد با همون حالت به تهیونگ گفت
+میایی باهم ازدواج کنیممم ( مست و لوس)
لارا رو به نورا کرد و گفت
×فکر .....فکر ....کنم شوهرته(مست )
+ واقعاااااا .......تو شوهرمییی ؟(مست )
تهیونگ ریز خندید و سرش رو به نشانه تأیید تکون داد و گفت
_ اره قشنگم
÷ نورا .....عجب چیزه خفنی .....گیر آوردی.......کاش منم میتونستم گیر بیارم ( مست)
آرتور سرش رو بلند کرد
! میناررررر
÷ اعهههه تو اینجایی...........توام جذابی ........اون بهتره
انگشتشو رو به سمت تهیونگ گرفت که دنیل گفت
& هعیییی آرتور برات آرزوی موفقیت میکنم ( خنده)
لارا با چشمای بسته گفت
×هیشششش .....من یک نفر رو میشناسم خیلی جذابه
+و ÷ کیی؟
لارا با دو تا دستاش صورت دنیل رو قاب کرد و گفت
×این خوشگله
نورا عین بچه ها پاش رو زمین کوبید و گفت
+نهههههه شوهر من خوشگل ترهههه
تهیونگ اومد جلو تر تا نورا رو بلند کنه ولی نورا لجباز تر از این حرفا بود و نمیذاشت تهیونگ دست بزنه بهش که یهو تهیونگ از کمر نورا گرفت و عین گونی نورا رو انداخت رو دوشش و از اونجا رفت و نورا تا آخرین لحظه به مینار و لارا گفت
+کمکککککک ( مست) ...............
شرط
۵ کامنتتت
- ۲۶۰
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط