پرواز قوها

پرواز قوها "

پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت۲۱

ویو راوی
تهیونگ از ماشین پیاده شد و سریع رفت طرف ساختمون که نورا از ماشین پیاده شد و گفت

+ تهیونگ کلید !

تهیونگ به سرعت رفت سمت نورا کلید رو از دست نورا گرفت و با عجله وارد ساختمان شد.
چند دقیقه بعد، در حالی که جعبه‌ی کادوی کوچیکی رو بتوی دستش گذاشته بود ، از ساختمان بیرون آمد.

_ پیداش کردم

+ باشه زودباش بریم دیرمون شد ( خنده )

تهیونگ سوار شد و ماشین رو روشن کرد و به سمت ساحل راه افتاد ؛ بعد از چند دقیقه، بالاخره به ساحل رسیدن . تمام ساحل با ریسه‌های نور، گل‌های سفید و شمع‌های کوچک تزئین شده بود و صدای آرام موج‌ها با موسیقی ملایم در هم آمیخته شده بود . هر دو رفتن سمت بقیه مهمونا ، مادر نورا سریع اومد سمتشون

€ چرا اینقدر دیر کردین شما

+ببخشید مامان ......مینار کجاست ؟

€ اونجا داره با آرتور از مهمونا خوشامدگویی میکنه

+باشه مامان ما رفتیم بشینیم سر میز

€ باشه قشنگم

تهیونگ به همراه نورا رفتن سمت میزی و بعد از خوشامدگویی پشت میز کنار هم نشستن . مدتی گذشت و بلاخره مراسم عروسی شروع شد آرتور همراه با مینار بر روی سن رفتن و روبه روی هم وایستادن و پدر شروع کرد به خوندن سوگند

... : سرکار خانم مینار وست آیا قبول میکنید تا پایان عمر در کنار آرتور لئون بمونید و در غم و شادی ، سلامتی و مریضی ، ثروت و فقر همواره همراهشان باشید ؟

÷ بله

پدر روبه آرتور کرد و همون جملات رو از آرتور پرسید

... : جناب آقای آرتور لئون آیا قبول میکنید تا پایان عمر در کنار مینار وست بمونید و در غم و شادی ، سلامتی و مریضی ، ثروت و فقر همواره همراهشان باشید ؟

! بله

... : آیا کسی در اینجا هست که مخالف این ازدواج باشه

همه در سکوت فرو رفته که پدر گفت

... : خب من شما رو به زن و شوهری هم اعلام میکنم

همه بلند شدن و محکم براشون دست زدن و آرتور با خوشحالی بوسه بر لبان مینار میزنه ، همه به پیست رقص اومدن و باهم میرفصیدن که تهیونگ دستشو رو برای نورا دراز کرد و گفت

_ افتخار رقص به من میدید خانومم

+حتما ( خنده )

تهیونگ دست نورا رو گرفت و باهم رفتن سمت پیست رقص ،تهیونگ آرام دست راستش رو روی کمر باریک نورا گذاشت و دست دیگه اش رو با دست نورا گره زد.
نورا هم دست آزادش رو روی شونه‌ی تهیونگ گذاشت و
با ریتم آروم موسیقی ، هر دو قدم‌های کوتاه و هماهنگی برمی‌داشتند ؛ یک قدم جلو ، یک قدم کنار، بعد آروم دور خودشون می‌چرخیدند . چندین دور همینطوری گذروندن که موسیقی تموم شد و همه به جاهاشو برگشتن و مجری مراسم با صدای بلند گفت

... : نویت مراسم شکستن سد ساقدوش هاست ، ساقدوش ها لطف کنن بیان وسط

نورا و لارا به همراه چند تا از ساقدوش های دیگه فروس اومد و دور مینار حلقه زدن و تهیونگ و دنیل و چند تا از ساقدوش های دیگه دور آرتور حلقه زدن

... : خب حالا وقتشه ببینیم عروس و دوماد تا چه حدی برای همدیگه میجنگن ، قانون راحته عروس و داماد هر کدوم باید سد ساقدوش هاشون رو بشکنن و به هم دیگه برسن ...................
شرط
۱۰ لایک
۱۰ کامنت
دیدگاه ها (۱)

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

پارت ۵۳وقتی واردِ اون بارِ خصوصی شدند، نورهایِ نئونِ قرمز و ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ماشین جلوی ساختمون بزرگی ت...

سناریو

تک پارتی

گل خونی پارت 49تهیونگ عصبی شد و با نفرت لب های جونگکوک رو می...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 13وقتی از تالار بیرون او...

جادویی به نام عشق

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ³ویو یوناچشم هام رو بستم که یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط