{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یاد گرفتم

من یاد گرفتم
وقتی بغض میکنم
وقتی اشک میریزم
منتظر هیچ دستی نباشم
وقتی از دردزخم هایم به خودم می پیچم
مرهمی باشم بر جراحتم
من یادگرفتم که همه رهگذرند همه...
دیدگاه ها (۰)

پایِ رَفــــتــــه را مـــیــــتـــوان بـرگــــر ...

ای پناهِ دلِ شیدائی من ، شب بخیرعشقِ تو مونسِ تنهائی من ، شب...

دلتنگی سخت تره یا انتظار؟؟

ادامه وقسمت دوم

او هزار زن در یک بدن بود.هم زمان شکننده و قوی،شیرین و سرکشطو...

پارت ۱ | کودکیهفت سالم بود.خونه پر از سر و صدا بود. همه برای...

دروغ شیرینپارت نوزدهماین لقب توی دفتر هم بود ! این ترسناکه !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط