{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یاد گرفتم

من یاد گرفتم
وقتی بغض میکنم
وقتی اشک میریزم
منتظر هیچ دستی نباشم
وقتی از دردزخم هایم به خودم می پیچم
مرهمی باشم بر جراحتم
من یادگرفتم که همه رهگذرند همه...
دیدگاه ها (۰)

پایِ رَفــــتــــه را مـــیــــتـــوان بـرگــــر ...

ای پناهِ دلِ شیدائی من ، شب بخیرعشقِ تو مونسِ تنهائی من ، شب...

دلتنگی سخت تره یا انتظار؟؟

ادامه وقسمت دوم

#loveing_or_hateing?#Part2همین که بلند شد دستشو گرفتم و گفتم...

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

بچه ها بیایین یکم از خودم بگمسلااااماینجانب پارلی هستم۱۵ سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط