{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۷۹۰
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
دستشو برد لای موهام...بهمشون ریخت...با لبخند شروع به مرتب کردنشون کرد...
_شاهین من نگران دخترام بگو بیان...
_/چیزی نمیشه سینا و سپهر اونجان...الان که حالت اوکیه بهتره راجب خودمون صحبت کنیم به جای بقیه...
_باشه...
با اینکه برای من چیزی به اسم ما وجود نداشت اما بخاطر شرایط مجبور به قبولش بودم...چندساعتی گذشت ‌‌...تا بالاخره شاهین خسته شد...
_از این سینا و سپهرم خبری نشد حالا خوبه گفتم بهشون نرن جاهای حساس...
گوشیشو از جیبش دراورد از کنار تخت بلند شد نشستم رو تخت...
_/جاهای حساس کجاست ؟!
با گوشیش شماره گیری میکرد...و جوابمو نداد...
_/شاهین شنیدی؟!
_اره صبر کن...
گوشیشو گذاشت کنار گوشش...برگشت سمتم بهم نگاه کرد‌‌..‌.سوالی نگاش کردم...
_کدوم گوری رفتین چند ساعته...
_مگه نگفتم نرید اونجا ...
_گمشید بیاین همش کارتون گند زدنه...یه کار درست نمیتونین انجام بدین...
دیدگاه ها (۰)

حواستون باشه ابزار شکنجه ای من پارته😂 میتونم اذیت کنم...😅🤨

به نظرتون ربطش به پارتای اینده چیه؟

پارت۷۸۹رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۸۸رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط