{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان ندارد هر که جانانیش نیست

جان ندارد هر که جانانیش نیست
تنگ عیشست آن که بستانیش نیست

درد عشق از تندرستی خوشترست
گر چه بیش از صبر درمانیش نیست



سعدی
#خاص
دیدگاه ها (۳)

مــن به باغٖی باغــبانی می ‌کــنــم با چــشــم تــر کز درختش...

مادربزرگحواسش به شمعدانیهابودگاه حتی همینکهچرخی میزد کنارحوض...

یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیمدفتر مشق الفبا داشتیمسفره ...

تار میبینم دیگر نمیخواهم چیزی ببینم هیچ چیز خوبی دنیا ندارد ...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط