{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یون سو

Part ۱۵


+یون سو!
_تو بهش گفتی این حرفارو بزنه؟...نکنه یادت رفته دکتر چی گفت؟
+هی یون سوآ....بیا بریم توی اتاق و بخوابیم...هومم؟
پسر مست بدون توجه به حرفای خواهرش به چشمای کوک نگاه میکرد....دختر که دید هیچ ریکشنی دریافت نمیکنه مچ دست پسر رو گرفت و کشوند ولی اون از جاش تکون نخورد....
√خیلی دلم میخواست درکت کنمو موقعیتتو بدونم..ولی ارزش تو و خانوادت کمتر از اون چیزیه که بخوام بهش فکرم بکنم!....همتون مثل همین....یه مشت سنگدل بی ارزش که زورتون فقط به یه دختر بیست ساله رسیده!...(مست طور)
کوک از کوره در رفت و یقه ی پسرو محکم گرفتو کوبوندش به دیوار!.....
+جونگکوک!
√چیه؟بهت برخورد؟...هنوزم طرفداری پدر طمع کارتو میکنی؟ چه حسی داره وقتی مثل یه اشغال از خانوادت پرت میشی بیرون؟
با تک تک کلمات یون سو دست پسر محکم تر بدنشو فشار میداد و عصبانی ترش میکرد...
_دهنتو ببند عوضی!!تو چی میدونی آخه!؟؟
√دلم برات میسوزه....برای خالی کردن خودت دستتو روی یه دختر بلند میکنی؟خیلی ضعیفی جئون!
دیگه نتونست خودشو کنترل کنه و اولین مشتو توی صورت پسر فرود آورد....
+نزنش!!!(داد)
یون سو روی زمین افتاد ولی پسر همچنان با یه مشت آروم نشده بود...حرفاش اونقدری درد داشتن که بخواد تموم خستگیشو خالی کنه...
یون سو ام ماجرای خیانت زنشو توی دستاش جمع کرد...
تا به خودشون اومدن صورت هردو زخمی و خونی بود...دست جونگکوک با بغل محکم دختر ترسیدش از پشت و التماس کردناش متوقف شد و روی زمین کنار یون سو افتاد...
دخترک با صدای بلند گریه میکرد و نمیدونست باید چیکار کنه....
سمت برادرش رفت و کمکش کرد بشینه....سرشو توی سینش فرو برد و گریش شدت گرفت...
دختر که آرومتر شد برادرشو روی کاناپه نشوند و لیوان ابو داد دستش...
نگاهی به همسرش کرد که هنوز روی زمین خوابیده و تند تند نفس می‌کشه...انگار تموم انرژیش تخلیه شده بود و دیگه جونی برای بلند شدن نداشت....
سمتش رفت و گوشه ی لباسشو گرفت تا بلندش کنه....
_برو اونور!
+بس کن جونگکوکا! خودتو توی آینه دیدی؟
دیدگاه ها (۰)

Part ۱۶سمتش رفت و گوشه ی لباسشو گرفت تا بلندش کنه...._برو او...

ℙ𝕒𝕣𝕥 ۶۰&مینجی!...خوبی؟؟ صدامو میشنوی؟سرشو تکون داد...نفس توی...

Part ۱۴دستشو توی دستم گرفتمو نوازش کردم...+بعضی وقتا تو هرکا...

Part ۱۳برای بار دوم شکست خورده بود و حس میکرد ده سال از عمرش...

فیک نفرین شده گان عشق و جادو قسمت هشتم

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟎و مبارزه شروع شد..!زنگ خورد! قهرمان با ی...

فیک نفرین شده گان عشق و جادو قسمت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط