{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رگ خوابم روی لب هایش بود ؛

رگ خوابم روی لب هایش بود ؛
کافی بود کمی به آنها انحنا دهد !
لبخندش باز میکرد کلافگی اول صبحم را ...
دیدگاه ها (۲)

سعی نکن خودتو بزور تو دل کسی جا کنی...جا نمیشی ...!مچاله میش...

وقتِ رفتنتـــــداغ بودمـ و نفهمیدمـڪہ قرار استبعدهاچقدر برای...

و زندگی با ،دوست دارم هایبغل دار بیشتر میچسبه !

آموخته‌ام که وابسته نباید شد ،نه به هیچ کس نه به هیچ رابطه‌ا...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

تهیونگ به سمت عروسکی رفت که غرق در خو**ن بود و بر روی زمین ا...

famous mafia. last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط