{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.

از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.
گفت: می‌بینی، لباس‌هایی هستند که راه می‌روند،
دروغ می‌گویند،
عاشق می‌شوند،
می‌میرند...
کمتر لباسی آن بیرون است که درونش "انسان" وجود داشته باشد.
به‌راستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.

📘رختکن‌ بزرگ
👤 #رومن‌_گاری



#هنر_عکاسی #عاشق #جذاب #خاص
دیدگاه ها (۱)

از زیر پرتقال ها که رد می شدی نگاهت کردم .انگار هرکدام خودشا...

تو برگردان آن شعر بلندی هستی که پاییز در گوش معشوقه چهار فصل...

ذلّت‌کش هزار خیالیم و چاره نیست!لعنت به وضعِ دور زِ دلدار زی...

کاش بادبادکی بودم که سر نخش در دستان تو بود.من کوچکترین پیون...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط