{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با ذوق،شیشه ی مه گرفته را،

با ذوق،شیشه ی مه گرفته را،
پاک کردم که برف را ببینم
دونفر،دست دردست،عاشقانه
روی برفها قدم میزدند،
آه،تمام تنم لرزید
باز حسرت نبودنت دلم را سوزاند
از برف هم متنفر شدم....😔
دیدگاه ها (۱)

بــــــاور کنخیلی حـــــــرف است...وفـــــــــادار دســـــــ...

من زخم های بی نظیری به تن دارماما تو مهربان ترینشان بودیعمیق...

بــرﺍﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺷــﮑﺴﺘﻪ ﻧﮕﻮﮐﻪ ﺩﻟــﮯ ﺩﺍﺭﻡ ﺷــﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗـ...

" دنیای دست ها......از هر دنیایی بی معرفت تر است....امروز دس...

[کاری نکردی ولی اون باور نمیکنه ۲ ]

پارت 8

آرزوی دیدارت را دارم....پارت 14["ویو سلین"]جیغ زدمو به سمت پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط