عشق بانمک من
عشق بانمک من
پارت سه
فلیکس آروم آروم سمت نیمکتش رفت و نشست که هیونجین گفت
هیونجین:هه بازم تویی که
فلیکس هیچی نگفت و فقط سر تکون داد
هیونجین:هه زبونتو موش خور-
معلم:آقای هوانگ اونجا چه خبره لطفا ساکت باشین
هیونجین و فلیکس:چشم
معلم ادامه درسشو داد
زنگ خورد و فلیکس منتظر جیسونگ بود
جیسونگ:سلام غرغر خان
فلیکس:بریم خونه به حسابت میرسم
جیسونگ:اوه اوه
فلیکس:ول کن اینارو گشنمه بیا بریم یه چی بخوریم
جیسونگ:بریم که منم گشنمه
رفتن و اونجا هیونجین و لینو و دیدن که دارن باهم حرف میزنن
رفتن و غذاشون رو گرفتن ولی جا نبود که دیدن کنار هیونجین و لینو دوتا جا هست
فلیکس:جیسونگ راهی نداریم نه؟
جیسونگ:مثل اینکه نه!
فلیکس:ولش کن بیا بریم
جیسونگ و فلیکس سمت میز رفتن و بدون توجه به اونا کنارشون نشستن
هیونجین:هوی پسره مو بلوند چرا اینجا نشستی
فلیکس:من اسم دارم بعدشم دیگه جا نیست
[خب میدونین قبلش هیون و لینو داشتن راجب چی حرف میزدن؟]
فلش بک به قبل از اینکه هان و لیکسی بیان
لینو:هی هیون
هیونجین:ها
لینو:ببین میدونم شاید یکم عجیب باشه ولی احساس میکنم عاشق جیسونگ شدم
هیونجین:چی چطوری تو تازه یه روزه میشناسیش
لینو:میدونم واسه همین میترسم یه هوس باشه و بهش آسیب بزنم
هیونجین:بزار وقتی مطمئن شد-
حرف هیون با اومدن اونا قطع شد
پایان فلش بک
لینو کل مدت به جیسونگ خیره شده بود
که یک دفعه یه پیام براش اومد اون هیونجین بود
هیونجین:هی تو واقعا عاشقش شدی؟!
لینو:هوم
ادامه دارد…
میدونم برای مینسونگ یکم زود بود ولی امیدوارم خوشتون اومده باشه
پارت سه
فلیکس آروم آروم سمت نیمکتش رفت و نشست که هیونجین گفت
هیونجین:هه بازم تویی که
فلیکس هیچی نگفت و فقط سر تکون داد
هیونجین:هه زبونتو موش خور-
معلم:آقای هوانگ اونجا چه خبره لطفا ساکت باشین
هیونجین و فلیکس:چشم
معلم ادامه درسشو داد
زنگ خورد و فلیکس منتظر جیسونگ بود
جیسونگ:سلام غرغر خان
فلیکس:بریم خونه به حسابت میرسم
جیسونگ:اوه اوه
فلیکس:ول کن اینارو گشنمه بیا بریم یه چی بخوریم
جیسونگ:بریم که منم گشنمه
رفتن و اونجا هیونجین و لینو و دیدن که دارن باهم حرف میزنن
رفتن و غذاشون رو گرفتن ولی جا نبود که دیدن کنار هیونجین و لینو دوتا جا هست
فلیکس:جیسونگ راهی نداریم نه؟
جیسونگ:مثل اینکه نه!
فلیکس:ولش کن بیا بریم
جیسونگ و فلیکس سمت میز رفتن و بدون توجه به اونا کنارشون نشستن
هیونجین:هوی پسره مو بلوند چرا اینجا نشستی
فلیکس:من اسم دارم بعدشم دیگه جا نیست
[خب میدونین قبلش هیون و لینو داشتن راجب چی حرف میزدن؟]
فلش بک به قبل از اینکه هان و لیکسی بیان
لینو:هی هیون
هیونجین:ها
لینو:ببین میدونم شاید یکم عجیب باشه ولی احساس میکنم عاشق جیسونگ شدم
هیونجین:چی چطوری تو تازه یه روزه میشناسیش
لینو:میدونم واسه همین میترسم یه هوس باشه و بهش آسیب بزنم
هیونجین:بزار وقتی مطمئن شد-
حرف هیون با اومدن اونا قطع شد
پایان فلش بک
لینو کل مدت به جیسونگ خیره شده بود
که یک دفعه یه پیام براش اومد اون هیونجین بود
هیونجین:هی تو واقعا عاشقش شدی؟!
لینو:هوم
ادامه دارد…
میدونم برای مینسونگ یکم زود بود ولی امیدوارم خوشتون اومده باشه
- ۲.۱k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط