{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خواب بلند شدم

از خواب بلند شدم
صدایه دینگ دینگ ماکروویو بیدارم کرد
رفتم تو آشپزخونه ...
رویه میز رو نگا کردم
همه‌چی بود !!
آبمیوه، نون داغ، نیمرو و ...
نگاش کردم، چشماش برق میزد
دلم میخواست با بند بند وجودم تا آخره شب نگاش کنم و هیچوقتم خسته نشم ..
آخه از حق نگذریم چشایه خیلی خوشگلی داشت !!
اونم با یه لبخنده خجالت زده، سرشو انداخت پایین ..
با خنده گفتم "ترکوندیااا ، کلک امروز چی میخوای که اینقد تحویلم گرفتی"
لپاش گل انداخت و گفت "هیچی" چشماشو بست و یه نفس عمیق کشید
اومد سمتم و سرشو گذاشت رو سینم و گفت "هیچی نمیخوام، من همه‌چی دارم"
چشامو بستم و نفس عمیقی کشیدم
خواستم با تمام وجود فشارش بدم که ...
میز رو دیدم، شلخته بود !!
ظرف غذایه چند شب پیش هم هنوز رو میز بود
همه‌چی بهم ریخته و نامرتب !!
...
یادم افتاد که الان پنج ساله دیگه هیچی ندارم ...
دیدگاه ها (۱۰)

#kurd😍 😍 😍 💪 💪 ✌ ️✌ ️👍

شکست بخوری میشی همون پسری که قید زندگیتو بی اون میزنیشکست بخ...

✍ سلامتے‌اون‌روزے‌کہ‌من‌نباشم‌ولے‌یادم‌باشہ➣✍ سلامتے‌اونے‌کہ...

امم همیشه 😊

#Part5بارون بی‌وقفه می‌بارید.شیشه‌های دفتر جیمین پر از رد قط...

#Part4هانا لیوانا رو یکی‌یکی روی پیشخوان می‌چید. اون روز، عج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط