{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانستم دلتنگی…

نمی دانستم دلتنگی…
انقدر دل نازکم می کند...
که به هر بهانه کوچکی چانه ام بلرزد…
و چشم هایم خیس اشک شود..
نمی دانستم دلتنگی…
انقدر ضعیفم می کند...
که کوه استوار غرورم…
زیر بار ندیدنت کمر خم کند..
نمی دانستم دلتنگی…
انقدر کودکم می کند...
که در نبودنت ساعتها گوشه ای بنشینم…
و با همه دنیا قهر کنم..
بخدا نمی دانستم…
دیدگاه ها (۱)

کی گفـــته هـوای بارونی ... هوای دو نفـرست ؟؟؟وقتـی بارون می...

زیر ِ باران ، دیدن دلدار می چسبد عجیبدست توی ِ دست های ِ یار...

دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...!می گویند نگرانی، عشق نیست...

در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از خ...

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

هرچقدر بیشتر می‌گذردمی‌فهمم برای این حجم از دلتنگیبرنامه‌ریز...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط