{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم اومد یه دفه تق زد پسه کلم ...میگم چرا میزنی؟؟؟ برگ

مامانم اومد یه دفه تق زد پسه کلم ...میگم چرا میزنی؟؟؟ برگشته میگه لواشك ها رو از ترس تویه جونور قایم کردم از صبح دارم. میگردم خودم پیداشون نمیکنم...!!!
دیدگاه ها (۱)

کوک شوهر کینه ای Part84

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

امممم سلام چه خبر 😜خوب شروع کنم چند تا شو بگم خوبه من وقتی ک...

____[The Forbidden Crossing]____

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط