{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف شیرین

اعتراف شیرین
پارت ۴:
تهیونگ: میخوام راجب یه چیزی باهات حرف بزنم کوکی
کوکی:منم همینطور ته
ترس کل وجودته رو بر داشته بود
تهیونگ:می‌شنوم کوکی
کوکی:عاممم...خبببب....راستش من ازت خوشم میاد ته
تهیونگ سرخ شد
کوکی:خب تو چی میخواستی بگی ته؟
تهیونگ هنوز تو شوک بود به کوکی جواب داد خب....منم همینطور
کوکی شوکه شد
ولی این حقیقت بود اونا همدیگر رو دوست داشتن تهیونگ تو چشمای کوکی زل زده بود انگار چیزی میخواست......
ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱)

اعتراف شیرین پارت ۵:کوکی آروم به ته نزدیک شد ولی این نزدیکی ...

بازگشت دوبارهشخصیت ها: جیمین،یونگیتعداد پارت ها:نامعلوم ----...

اعتراف شیرین پارت ۳:اعضا شک داشتن ولی به تهیونگ گفتن که به ک...

اعتراف شیرین پارت ۲:کوکی از این کار اعضا تعجب کرده بود ولی ب...

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

فکر ایدل عاشق پارت ۹ویو خودمخب هردو لباسشون رو عوض کردن امکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط