اعتراف شیرین
اعتراف شیرین
پارت ۵:
کوکی آروم به ته نزدیک شد ولی این نزدیکی با ترس و دلهره بود
تهیونگ به کوکی نزدیک تر شد و آروم لباش رو روی لبای کوک گذاشت اعضا پشت در ایستاده بودن تا ببینن ته چی میگه که یه دفعه در باز شد و اعضا باهم وارد اتاق شدن
شوگا:اههههه اینا دارن چندش بازی در میارن
جیمین:الان نباید رو تخت باشید؟
اعضا به حرف جیمین خندیدن و تهیونگ هم به چیزی که میخواست رسید اینکه کوکی رو برای خودش کرد
.-پایان.-
نظرتون؟؟؟؟
پارت ۵:
کوکی آروم به ته نزدیک شد ولی این نزدیکی با ترس و دلهره بود
تهیونگ به کوکی نزدیک تر شد و آروم لباش رو روی لبای کوک گذاشت اعضا پشت در ایستاده بودن تا ببینن ته چی میگه که یه دفعه در باز شد و اعضا باهم وارد اتاق شدن
شوگا:اههههه اینا دارن چندش بازی در میارن
جیمین:الان نباید رو تخت باشید؟
اعضا به حرف جیمین خندیدن و تهیونگ هم به چیزی که میخواست رسید اینکه کوکی رو برای خودش کرد
.-پایان.-
نظرتون؟؟؟؟
- ۴.۵k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط