می شود از لب خود جام مرا ...؟ نه نشود
می شود از لب خود جام مرا ...؟ نه نشود
دستِ مهری بکشی بر سرِ ما ؟نه نشود
می شود سایه شوَم بر قدِ رعنای تو یا
شرفِ سایه کجا ؟من به کجا ؟نه نشود
تا توَهم زندم مثل هما پر بکشی
کنجِ ویرانه ی دل ... ،حیفِ شما ،نه نشود
من همان عاشق بی نام و نشانم ،تو برو
قسمتم از تو شود جور و جفا ،نه نشود
در همین کوچه به بویت شده ام مست ببین
کوچه چون کعبه و تو مثل خدا ؟نه نشود
دارِ آغوشِ تو باعث شده کافر بشوم
می شود سجده کنم سوی شما ؟نه نشود
سینه ات دشتِ صفا، قبلگه ام پای شما
همطرازت که مگر مروه صفا ...؟نه نشود
قافیه ریخت به هم پای همین درد دلم
یا ردیفم کن و یا ردِ سخن ،تا چه شود
امشب احرام تنم را تو بدستت بِگشا
یا که کامم بده یا اینکه کفن ،تا چه شود
دستِ مهری بکشی بر سرِ ما ؟نه نشود
می شود سایه شوَم بر قدِ رعنای تو یا
شرفِ سایه کجا ؟من به کجا ؟نه نشود
تا توَهم زندم مثل هما پر بکشی
کنجِ ویرانه ی دل ... ،حیفِ شما ،نه نشود
من همان عاشق بی نام و نشانم ،تو برو
قسمتم از تو شود جور و جفا ،نه نشود
در همین کوچه به بویت شده ام مست ببین
کوچه چون کعبه و تو مثل خدا ؟نه نشود
دارِ آغوشِ تو باعث شده کافر بشوم
می شود سجده کنم سوی شما ؟نه نشود
سینه ات دشتِ صفا، قبلگه ام پای شما
همطرازت که مگر مروه صفا ...؟نه نشود
قافیه ریخت به هم پای همین درد دلم
یا ردیفم کن و یا ردِ سخن ،تا چه شود
امشب احرام تنم را تو بدستت بِگشا
یا که کامم بده یا اینکه کفن ،تا چه شود
- ۴۲۱
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط