{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
بگذار که از داغ تو قشلاق بسوزد
با اشک من و بغض تو آفاق بسوزد

بگذار غزل شعله کشد رنگ ببازد
در منطق این فلسفه اشراق بسوزد

برگرد دلم از غم این دشت گرفته ست
بگذار دل از فرصت اتراق بسوزد

من بی تو پلنگی شده ام زخمی و وحشی
نگذار غزل را نخ میثاق بسوزد

جیران ! بخدا ایل دلم خم شده برگرد
نگذار مرا ناله ی عشاق بسوزد
دیدگاه ها (۲)

من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه هابا خیال روی تو من ماندم...

خدایا یه موشی یه کفتری 😻 😂

می شود از لب خود جام مرا ...؟ نه نشوددستِ مهری بکشی بر سرِ م...

فدای رفیقی که روز قیامت ، زمین از سنگینی معرفتش شکایت داره …...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط