داشت میرفت....
داشت میرفت....
زانو زدم
افتادم گریه
افتادم به پاش
التماسش کردم
گفتم توروخدا نرو
توروخدا تنهام نزار
به خدا دوستت دارم....
برگشت...
اشکمو پاک کرد و گفت
"به خدا منم دوسش دارم":'(
زانو زدم
افتادم گریه
افتادم به پاش
التماسش کردم
گفتم توروخدا نرو
توروخدا تنهام نزار
به خدا دوستت دارم....
برگشت...
اشکمو پاک کرد و گفت
"به خدا منم دوسش دارم":'(
- ۲.۵k
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط