p
p16
مافیا ی آمریکایی من
چرا انقدر حس سنگینی رو خودم احساس میکنم چشامو باز کردم که دیدم کوک روم افتاده یه دستش به رونم بود و یه دستش پشت گردنم روم خواب بود
ا.ت:ته.....ته.....ته.....ته(آروم)
تهیونگ:چیه........
چشاشو وا کردو با این صحنه مواجه شد که با عصبانیت کوک رو از روم برداشت و گذاشت رو مبل بعد دو ساعت چُرت با تهیونگ پاشدیم رفتیم تا ببینیم کوک کجاست؟ تو آشپز خونه درحال خوردن شیر موزی بود که خودش درست بود تهیونگ دیگه نتونست تحمل کنه و رفت یقه ی کوک رو گرفت
تهیونگ:به جای تشکر کردنته؟
کوک :چی شده؟
تهیونگ:یعنی تو نمیدونی چی شده؟
کوک:منظورت چیه؟
ا.ت:عزیزم مست بوده ولش کن
تهیونگ:چیو ولش کنم اگه باهات کاری کرده باشه چی؟
ا.ت:نه نکرده کاری نکرده آره کوک؟
کوک:باور کن من هیچ کاری نکردم داستان چیه؟
ا.ت:تو اومده بودی تو من یه دستت پشت گردنم بودو اون یکی......
کوک:باشه باشه فهمیدن واقعا معذرت میخوام
۱۵مین بعد:
ا.ت:بیاین بریم بیرون
تهیونگ:باشه برو بپوش
(لباس کوک اسلاید۲لباس تهیونگ اسلاید ۳لباس ا.ت اسلاید ۴)
مافیا ی آمریکایی من
چرا انقدر حس سنگینی رو خودم احساس میکنم چشامو باز کردم که دیدم کوک روم افتاده یه دستش به رونم بود و یه دستش پشت گردنم روم خواب بود
ا.ت:ته.....ته.....ته.....ته(آروم)
تهیونگ:چیه........
چشاشو وا کردو با این صحنه مواجه شد که با عصبانیت کوک رو از روم برداشت و گذاشت رو مبل بعد دو ساعت چُرت با تهیونگ پاشدیم رفتیم تا ببینیم کوک کجاست؟ تو آشپز خونه درحال خوردن شیر موزی بود که خودش درست بود تهیونگ دیگه نتونست تحمل کنه و رفت یقه ی کوک رو گرفت
تهیونگ:به جای تشکر کردنته؟
کوک :چی شده؟
تهیونگ:یعنی تو نمیدونی چی شده؟
کوک:منظورت چیه؟
ا.ت:عزیزم مست بوده ولش کن
تهیونگ:چیو ولش کنم اگه باهات کاری کرده باشه چی؟
ا.ت:نه نکرده کاری نکرده آره کوک؟
کوک:باور کن من هیچ کاری نکردم داستان چیه؟
ا.ت:تو اومده بودی تو من یه دستت پشت گردنم بودو اون یکی......
کوک:باشه باشه فهمیدن واقعا معذرت میخوام
۱۵مین بعد:
ا.ت:بیاین بریم بیرون
تهیونگ:باشه برو بپوش
(لباس کوک اسلاید۲لباس تهیونگ اسلاید ۳لباس ا.ت اسلاید ۴)
- ۳۳۹
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط