{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Love and hate

Love and hate
پارت ۱۲
{ا.ت ویو}
پنج دقیقه بود که اومده بودیم پایین زنگ در خورد و یک زن و مرد دیگه توی صفحه یا آیفون نمایش داده شد
جونگکوک:من درو باز میکنم
{ویو جونگکوک}
رفتم درو باز کنم توی صفحه ی آیفون نگاه کردم مامان و بابام بودن درو باز کردم بعد از سلام و احوال پرسی مامانم اومد پیشم نشست و گفت
(علامت مامان جونگکوک م.ج)
م.ج:ا.ت دختره خیلی خوشگلیه نظرت چیه
جونگکوک:مامان دوباره شروع نکن
م.ج:مگه چی گفتم
جونگکوک:مامان
(نکته:همه ی حرف های جونگکوک و مامانش طوریه که فقط خودشون بشنوند)
(ویو بعد از اینکه پدر و مادرا رفتن)
ا.ت:پسرا میاین یکم مست کنیم
سانا:راست میگه
جونگکوک:من پایم
جیمین:منم
تهیونگ:هستم
ا.ت:اه...بیاین دیگه شما هم(رو به بقیه ی اعضا)
اعضا:باشه اومدیم
{از زبان ادمین}
قرار بود یکم بخورن اما زیاده روی کردن و ا.ت هنگام رفتن به اتاق خودش به اتاق جونگکوک و تهیونگ هنگام رفتن به اتاقش به اتاق سانا رفت
{ویو صبح}
ا.ت
صبح بیدار شدم که متوجه شدم دوتا دستای عضله ای دورم حلقه شده و توی بغل لخت یکی هستم وقتی به صاحب دستا نگاه کردم جیغم رفت هوا
ا.ت: جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
جونگکوک:چته (خواب آلود)
ا.ت:من اینجا چیکار میکنم تو چرا لباس تنت نیست؟(دوستان ا.ت ذهنیت خوبی نداره و از همه‌مون منحرف تره)
جونگکوک:(به خودش اومده) اینو نمی دونم اینجا چیکار می‌کنی اما اینو بدون من طبق عادت چیزی تنم نیست (بچم پاکه)
ا.ت:دیشب چیشد؟
جونگکوک:یادم نیست
ا.ت:خب من برم اتاقم
{ویو ا.ت}
داشتم میرفتم اتاقم که با خودم گفتم برم سری به سانا بزنم و بهش بگم چی شد رفتم توی اتاقش و با چیزی که دیدم جیغم رفت هوا
{ویو سانا}
خواب بودم و چیز سفت دورم حلقه شده بود که با صدای جیغ از خواب پریدم و با چیزی که دیدم خودم هم یک جیغ فرابنفش کشیدم که بیدار شد
تهیونگ:چیه کر شدم
سانا:به درک تو اینجا چیکار می‌کنی
تهیونگ:اتاق خودمه تو اینجا چیکار می‌کنی
سانا:اه..که اتاق خودته یکم به دور و بر نگاه کن متوجه میشی کجایی
تهیونگ:(سرش رو به چپ و راست چرخوند و مثل چی تعجب کرده بود) اینجا کجاست
سانا:اتاق بنده حالا هم بیرون
تهیونگ:خیلی خب حالا فاز نگیر
سانا:بیرون(جیغ)
تهیونگ:باشه بابا رفتم رفتم
سانا:اوف
(بچه ها چون گشادیم میشه پرش به روز کنسرت بچه ها توی پارت ۹ بود)

دوستان حمایتتتتت
شرط:۱۰ لایک و ۵ کامنت
دوستان شرطا رو برسونید
دیدگاه ها (۷)

دوستان ادمینتونمی‌دونم زشتم ولی به روم نیارید

Love and hate پارت۱۱ا.ت و سانا بعد از خرید به خونه برگشتن که...

Love and hate پارت ۱۰{ویو داخل خونه}ا.ترفتیم تو خونه که نامج...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط