من و تير چراغ برق دردمان يکي است.
من و تير چراغ برق دردمان يکي است.
شب که مي شود سرمان تاريک دلمان پر نور...
صبح که مي شود سرمان سنگين دلمان خاموش.
پيچک نگاهم دزدانه تا پشت پنجره ي اتاق تو بالا آمده .
به کجا خيره شده اي ؟
باران که بگيرد تمام پنجره پر از پيچک خواهد بود .
پاي رفتنم را پيش تو گذاشته ام.
يادت هست؟که نروم.
حال تو رفته اي با پاي من ...
يا پاي من رفته است با تو ...
نگران نباش!
پاچه هايم را بالا زده ام تا فرق ميان رعيت و عاشق معلوم نشود .
باران که مي بارد تمام کچه هاي شب پر از فرياد هاييست
که مي گويم من تنها نيستم
تنها منتظرم.تنها.
اين بار هم که تاول پاهايم خشک شود دوباره عاشقت مي شوم.
دوباره راه مي افتم دوباره گم مي شوم .
.
.
.
(بانو) کيکاووس ياکيده
شب که مي شود سرمان تاريک دلمان پر نور...
صبح که مي شود سرمان سنگين دلمان خاموش.
پيچک نگاهم دزدانه تا پشت پنجره ي اتاق تو بالا آمده .
به کجا خيره شده اي ؟
باران که بگيرد تمام پنجره پر از پيچک خواهد بود .
پاي رفتنم را پيش تو گذاشته ام.
يادت هست؟که نروم.
حال تو رفته اي با پاي من ...
يا پاي من رفته است با تو ...
نگران نباش!
پاچه هايم را بالا زده ام تا فرق ميان رعيت و عاشق معلوم نشود .
باران که مي بارد تمام کچه هاي شب پر از فرياد هاييست
که مي گويم من تنها نيستم
تنها منتظرم.تنها.
اين بار هم که تاول پاهايم خشک شود دوباره عاشقت مي شوم.
دوباره راه مي افتم دوباره گم مي شوم .
.
.
.
(بانو) کيکاووس ياکيده
- ۵.۳k
- ۲۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط