امید باران
امید باران
نیمه شب، من با تو و مهتاب ، یعنی ممکن است
در میان دشت ، در یک قاب ، یعنی ممکن است
تو کنار چشمه و من در کنار تو
عکس ما افتاده توی آب ، یعنی ممکن است
من خمار و ، تو برآری ناگهان بر دست
یک سبوی پر شراب ناب ، یعنی ممکن است
همنوا ، همگام ، هم آواز هم باشیم
من چو سیم تار و تو مضراب ، یعنی ممکن است
تو شوی گرداب و گرد دامن تو من
هر دو با هم غرق پیچ و تاب ، یعنی ممکن است
پر ز هذیانم ، و دارم این تمنا را که تا باشد
مثل من ، روح تو هم بی تاب ، یعنی ممکن است
روز و شب بر خاک افتم ، پیش پای تو
من شوم عابد ، تو هم محراب ، یعنی ممکن است
من نمی خواهم تو با من همنشین باشی
من شوم بنده ، تو هم ارباب ، یعنی ممکن است
دوست دارم که بگیرد چشم های من
تا دم مردن تو را در قاب ، یعنی ممکن است
قول دادی گاه گاه از گوشه چشمت
سوی ما لطفی کنی پرتاب ، یعنی ممکن است
چون گل پژمرده امیدم به باران ست
تا ببارد من شوم شاداب یعنی ممکن است
بودن در تشنگی را دوست می دارم ، اگر
با لبان تو شوم سیراب ، یعنی ممکن است
نیمه شب، من با تو و مهتاب ، یعنی ممکن است
در میان دشت ، در یک قاب ، یعنی ممکن است
تو کنار چشمه و من در کنار تو
عکس ما افتاده توی آب ، یعنی ممکن است
من خمار و ، تو برآری ناگهان بر دست
یک سبوی پر شراب ناب ، یعنی ممکن است
همنوا ، همگام ، هم آواز هم باشیم
من چو سیم تار و تو مضراب ، یعنی ممکن است
تو شوی گرداب و گرد دامن تو من
هر دو با هم غرق پیچ و تاب ، یعنی ممکن است
پر ز هذیانم ، و دارم این تمنا را که تا باشد
مثل من ، روح تو هم بی تاب ، یعنی ممکن است
روز و شب بر خاک افتم ، پیش پای تو
من شوم عابد ، تو هم محراب ، یعنی ممکن است
من نمی خواهم تو با من همنشین باشی
من شوم بنده ، تو هم ارباب ، یعنی ممکن است
دوست دارم که بگیرد چشم های من
تا دم مردن تو را در قاب ، یعنی ممکن است
قول دادی گاه گاه از گوشه چشمت
سوی ما لطفی کنی پرتاب ، یعنی ممکن است
چون گل پژمرده امیدم به باران ست
تا ببارد من شوم شاداب یعنی ممکن است
بودن در تشنگی را دوست می دارم ، اگر
با لبان تو شوم سیراب ، یعنی ممکن است
- ۱.۳k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط