{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید باران

امید باران

نیمه شب، من با تو و مهتاب ، یعنی ممکن است
در میان دشت ، در یک قاب ، یعنی ممکن است
تو کنار چشمه و من در کنار تو
عکس ما افتاده توی آب ، یعنی ممکن است
من خمار و ، تو برآری ناگهان بر دست
یک سبوی پر شراب ناب ، یعنی ممکن است
همنوا ، همگام ، هم آواز هم باشیم
من چو سیم تار و تو مضراب ، یعنی ممکن است
تو شوی گرداب و گرد دامن تو من
هر دو با هم غرق پیچ و تاب ، یعنی ممکن است
پر ز هذیانم ، و دارم این تمنا را که تا باشد
مثل من ، روح تو هم بی تاب ، یعنی ممکن است
روز و شب بر خاک افتم ، پیش پای تو

من شوم عابد ، تو هم محراب ، یعنی ممکن است
من نمی خواهم تو با من همنشین باشی
من شوم بنده ، تو هم ارباب ، یعنی ممکن است
دوست دارم که بگیرد چشم های من
تا دم مردن تو را در قاب ، یعنی ممکن است
قول دادی گاه گاه از گوشه چشمت
سوی ما لطفی کنی پرتاب ، یعنی ممکن است
چون گل پژمرده امیدم به باران ست
تا ببارد من شوم شاداب یعنی ممکن است
بودن در تشنگی را دوست می دارم ، اگر
با لبان تو شوم سیراب ، یعنی ممکن است
دیدگاه ها (۱)

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۴ | «یک شب آرام کنار ه...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پــنجم 𓆪 🖤🥀صدای ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : tenویوی تهیونگ :امروز هم مثل همی...

P : 30

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط