این دستگاه سی تی اسکن بیمارستان نیکانه
این دستگاه سی تی اسکن بیمارستان نیکانه
رفتیم آندوسکپی . بعدش دکتر گفت اسکن کنین. یه استرس عجیبی داشتم .
همش با خودم می گفتم نکنه زخم معده باشه .
اسکن تموم شد . تا مرتضی داشت لباسای خودشو می پوشید دکتر صدام کرد تو اتاق روبرویی . گفت وظیفه من نیست که بهتون بگم اما خواستم در جریان باشید .
یه توده سرطانی تو معده آقای پاشایی یه ...
اون داشت به حرفاش ادامه می داد ولی من هیچی نمی شنیدم . . .
خنده هام سوخت دیگه . خوشبختی واسه همیشه رفت .
شاید یه روزی همه چیز عادی بشه ولی خدا لذت بردنو از زندگیم حذف کرد .......مهرزاد امیر خآنی
رفتیم آندوسکپی . بعدش دکتر گفت اسکن کنین. یه استرس عجیبی داشتم .
همش با خودم می گفتم نکنه زخم معده باشه .
اسکن تموم شد . تا مرتضی داشت لباسای خودشو می پوشید دکتر صدام کرد تو اتاق روبرویی . گفت وظیفه من نیست که بهتون بگم اما خواستم در جریان باشید .
یه توده سرطانی تو معده آقای پاشایی یه ...
اون داشت به حرفاش ادامه می داد ولی من هیچی نمی شنیدم . . .
خنده هام سوخت دیگه . خوشبختی واسه همیشه رفت .
شاید یه روزی همه چیز عادی بشه ولی خدا لذت بردنو از زندگیم حذف کرد .......مهرزاد امیر خآنی
- ۲.۶k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط