من از عشق لبریزم

من از عشق لبریزم

هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است

هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد

بیا..
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.
دیدگاه ها (۲)

#گل گلی

# گل گلی

این برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند قرار ...

لذت نوشیدن قهوه: چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحص...

شب آرام از پنجره می‌ریزد روی دیوار اتاقم،و من، در سکوتی که ب...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط