{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 8
فردا ی اون اتفاقات:
هندرسون:قراره بریم اردو
بچه ها:هورااااااااا
هندرسون:توی جنگل
بچه ها:نهههههههههه
هندرسون:هم برای درستون خوبه هم  بهتون خوش میگذره توی چادر میمونید با همون گروه های ۳ تفره ی خوابگاهتون پس الان برین وسایلاتونو جمع کنین جند دقیقه ی دیگه اتوبوس میرسه
همه بچه ها رفتند سمت خوابگاه هاسون
اتاق ۵۶۸:
آنیا:خب اینم از این من برم لباسمو عوض کنم
آنیا یه شلوار  جین آبی بگ پوشید با به تیشرت سفید و با یه کت جین آبی روش و یه کلاه آفتابی پوشید
بکی:تو و دامیان کنارهم بشینین و من و امیل کنار هم
آنیا:باشه بریم دامیان؟
دامیان:آ.آره
همه رفتند سمت اتوبوس و سوار شدنند وسط راه آنیا خوابش برد و سرش و انداخت روی  شونه ی دامیان دامیان هم سرشو گذاشت روی سر آنیا و خوابش برد جولیا که دید تا خواست بره آنیا را بیدار کنه
بکی:کجا جولیا جون
جولیا:من زیاد حالم خوب نیست خواستم ببینم آنیا دارویی چیزی داره یا نه؟
بکی:میبینی که خوابه بعدن ازش بگیر
تا رسیدنند آنیا و دامیان از خواب  پاشدند
دیدگاه ها (۰)

پارت9بچه ها رفتند داخل چادر هاشون  و وسایل هاشونوگذاشتنبکی:ا...

سلام مجدد عزیزام✨️میخواستم بگم دیر به دیر پارت میزارم و یوهو...

ادامه ی پارت ⁷که یوهو..... پاش گیر کردو و کل آب خالی شد روی ...

پارت ⁷از زبان نویسنده:  وقتی رقصیدنند هندرسون نام برنده ها ر...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۹دامیان : نه من تا زمانی که این صورتی ب...

پارت¹⁶آنیا برگشت دید دامیان شده گوجه🍅🍅آنیا:خوبی چیزیت شده؟دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط