{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردا دیر است …

فردا دیر است …
امروزت را همین امروز ، زندگی کن !
همین امروز لذتش را ببر ،
و همین امروز برای آرزوهایت تلاش کن …
حسرت ، یعنی در گذشته جا مانده ای ،
و نگرانی یعنی ، اسیرِ آینده ای شده ای که هنوز نرسیده و اتفاقاتی که هنوز نیفتاده !
آینده ای که شاید نرسد
و اتفاقاتی که شاید نیفتد !
بیخیالِ چیزهایی که نبودنشان کیفیتِ بودنت را کم می کند
آرامش و لبخند را در آغوش بگیر و امروز را همان جوری که دوست داری زندگی کن …
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

رمان آخرین دیدار پارت۵₍ ⑅ ᐢ..ᐢ₎،شرمنده اگه دیر به دیر پارت م...

رمان انتقام ازدواج کامل

🦢 پارت سی‌وسوم | آخرین حسابصبح روز بعد، همه‌چیز تغییر کرده ب...

P 24

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط