{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا

خدایا...
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...
اما شکایتم را پس میگیرم...
من نفهمیدم...
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...
نگاهم به تو باشد...
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنارمن نیست، معنایش این نیست که تنهایم...
معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهایی معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم...
دوستت دارم خدای من...
دیدگاه ها (۴)

(( احترام بگذار به عقیدم ))فاحشه ای میگفتسوار ماشین گران قیم...

ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯ...

......

شعر هایم از جَنگ برگشته اند ....زَخمی و خَسته .... پُر از تَ...

خدایا ...از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت ، اما شکای...

╭═══════════════════════════════════════╮✦ 🕊 ✦گفت‌وگوی بندهٔ...

رمان جونکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط