{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


دیروز رفتم نقشه‌ی جغرافیا بخرم، همه‌شان اشتباه بود، همه منسوخ شده و باطله؛ وجب به وجبشان نشانیِ آب و خاک بود، اما آدرس خدا را نداشت، خانه‌ی تو را هم جا انداخته بود، حتی جایِ پای تو لب رودهایش نبود!
نمی‌دانم نقشه کدام جهانِ وحشتناکی بود که تو را نداشتند!
امروز اما همین جا زیر صنوبر‌ها می‌نشینم، یادت که نمی‌رود بیایی؟


حاتمه رحیمی
دیدگاه ها (۴)

درد دقیقا اینجاست که همیشه کسانی مارا از رفتاری منع میکنند ک...

بمانید براے هَمبگذارید عِشــْـق بہ پایٺان پیر بشــود!💕💒🌸#میم...

‌من بیشه‌زاری بودم که در ناکجای جهان افتاده بود روی زمین، خو...

‌هر گاه کسی گفت انگار غمِ همه‌ی عالم توی دلِ من‌ست، مرا می‌گ...

#اخرین_پیچ#پارت_33 «شکارچی در تله» نورِ قرمزِ چشمک‌زنِ روی م...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط