در ساحل ماسه اى با خدا قدم می زدم به پشت سرم نگاه می كردم
در ساحل ماسه اى با خدا قدم می زدم به پشت سرم نگاه می كردم جاهائى كه ازخوشی ها حرف می زديم دو ردپا بود وجاهائى كه ازسختی ها حرف زده بوديم يک ردپابود!
به خداگفتم:درسختی هابامن نبودى؟
خداگفت:آن یک ردپائى كه درسختی ها ديدى ردپاى من است كه تو را بر دوش می كشيدم!
- ۱۵۴
- ۰۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط