{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آنم ڪه دوست داشتنت را

من آنم ڪه دوست داشتنت را
هرگز بازے نڪرده ام
آن را زندگے ڪرده ام
نبودنت راهنوز
یاد نگرفتہ ام
آن را جان سپرده ام
و اڪنون
انسانے سرد و بے روح شده ام
ڪه بی تفاوت
مےآید و مےرود
و زیر لب با خود
ڪلماتی از حسرت عشق
زمزمہ میڪند...
دیدگاه ها (۸)

ازینکه عشقمان را کرده ای انکار ممنونم شدم سخره به هر جمعی و ...

حال خرابم با حضوری جا نمی آید بعد از تو دیگر هیچ کس! اینجا ن...

گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد بی گنا...

.بی چشم زیبای تو دنیایی ندارم بی خنده هایت شوق فردایی ن...

فراموشی

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

part21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط