{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P29
( ا.ت )
با بوسیدنش از خواب شیرینم بیدار شدم
( ادمین : خوب ایسگاتون کردمااا🙂 همه اینارو ا.ت داشت خواب میدید یاع یاع *خنده شیشه پاکنی* )
کاش میشد اونو ت دنیای واقعیم پیدا کنم
فردا *
داشتم قدم میزدم ک با پسری ک خیلی شبیه ب پسر داخل خوابم بود مواجه شدم
تمام جراتمو جمع کردم و رفتم و گفتم : سلام ( کمی خم شد...میدونین ک چی میگم کره ایا خم میشن )
کوک : شما ؟
ت خوابم خیلی باهام مهربون بود عادت نداشتم اینجوری سرد جواب بده گفتم : شما جئون جونگ کوک ؟
کوک : بله...شما ؟
میشه باهم اشنا شیم ؟
کوک : اسم من رو از کجا میدونید ؟
*داستان رو براش میگه و پشمای کوک میریزه*
بالاخره شماره هم رو میگیرن و فردا شب داخل ی مکانی قرار میزارن

( فردا شب )
نشستمو منتظرش موندم
.....
کووکک اینجا اینجام ( دست تکون میده و میخنده )
کوک : اوه ا.ت سلام
سلام ( لبخند )
کوک : کوک‌؟
عام خب میخوای اینجوری صدات نزنم ؟
کوک : ن اوکیه
هوم بشین
(باهم یکم زر میزننو اینا 🗿 )
و بعد ا.ت گونه کوک میبوسه :)
خب کوک من واقعا دوست دارم...طبیعیه منو دوس نداشته باشی چون تازه منو دیدی و باهام اشنا شدی اما من ت خوابم کلی باهات خاطره های خوب داشتم...پس...دوست دارم....

شرایط :
10 لایک
3 کامنت
عن شد فیک ؟ 🗿
بنظر خودم خوب شد نمد....
پارت بعد پارت اخر دوزتان....
دیدگاه ها (۱۳)

P30 Pاخر(جونگ‌کوک )روزها میگذشت و ما باهم صمیمی تر میشدیم دخ...

My universe

P28( ا.ت ) کوک بردتم بیرون کلی خرید کردم رفتیم رستوران حتی ش...

( تهکوک نیستن ولی دیدم کیوته گفتم بزارم :) )

وقتی عضو هشتم بی تی اسی

پارت ۱۶🖤❤️خوناشام خشن من ❤️🖤ادامه ی ویو ا/تا/ت : غذا درست کن...

۳ عاشق پارت ۲۰ ویو کوک از خواب بیدارم شدم و جوجه امو دیدم وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط