{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نسیم صبح پنداری ز كوى یار می‌آید

نسیم صبح پنداری ز كوى یار می‌آید
به جانها مژده می‌آرد که آن دلدار می‌آید

به صد اکرام می‌باید به استقبال او رفتن
که بوی دوست می‌آرد زکوی یار می‌آید
دیدگاه ها (۱)

فکرش را بکن...یک روزی به جایگاهی میرسی که تمام آدمایی که تو ...

حال من ،در شهر احساسم گم است ...

#عاشقانه

تن فروشی در خیابان اصلی شهر دامنش را بالا کشید و فریاد زد:من...

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد ب...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیمارا ز سر بریده می ترسانی؟!ما گر زس...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط